تبلیغات
شعر پارسی - c morgh 2
دوشنبه 30 شهریور 1388

c morgh 2

   نوشته شده توسط: محمد علی همایی    

 

 

 

من دگر شعر نخواهم بنویسم که مگس***زحمتم می دهد از بس که سخن شیرین است

 

 

وعده قتلم به فردا , آن پری پیکر دهد******باز می ترسم که فردا وعده ی دیگر دهد

 

 

دیوانه کرد آرزوی وصل او مرا***************از سر برون نمی رود این آرزو مرا

 

تن اگر بیمار شد ، بر سر میاریدم طبیب**ای عزیزان کار تن سهل است فکر دل کنید

 

آورم پیش تو از شوق پیام دگران************گویمت تا سخن خویش بنام دگران

 

غیر از غم عشق تو ندارم غم دیگر*******شادم که جز این نیست مرا همدم دیگر

 

همراه من مباش که حسرت برند خلق********در دست مفلسی چو بینند گوهری

 

یا مگس را بگذارید به حال خویشتن****************یا ببندید در دکهء حلوایی را

 

بر من چگونه می گذرد بی تو صبح و شام**** داند کسی که با تو شبی را سحر کند

 

 


page rank google پیج رانك گوگل این وب