تبلیغات
شعر پارسی - Parasto 3
جمعه 29 آبان 1388

Parasto 3

   نوشته شده توسط: محمد علی همایی    

 

هیچ چیز در دنیا ارزش ناراحت شدن را ندارد ، اگر باور نداری این مطلب را بخوان.

چرا ناراحتی ؟ ممکن است هر روز فقط با دو حالت رو به رو شوی . وقتی که حالت خوب است یا وقتی که مریض هستی .

اگر حالت خوب باشد که موردی برای ناراحتی وجود ندارد ، اما وقتی مریض هستی ، باز هم با دو حالت روبرو می شوی ، حالت اول وقتی است که در حال خوب شدن هستی و حالت دوم وقتی است که داری از دنیا می روی !

اگر حالت رو به بهبودی است که موردی برای ناراحتی وجود ندارد ، اما اگر در حال مردن هستی ، بازهم با دو حالت روبرو می شوی ، یا به بهشت می روی یا به جهنم .

اگر به بهشت بروی که موردی برای ناراحتی وجود ندارد اما اگر به جهنم بروی ، آنجا دوستان زیادی در انتظارت هستندکه حتی وقت نمی کنی برای آن ها دست تکان بدهی!! 

بنابراین اصلا وقت زیادی نخواهی داشت که بخواهی ناراحت باشی .

پس همیشه شاد باش و بخند.

(هرگز برای غروب کردن خورشید گریه نکن زیرا آن وقت ، اشک هایت

 به تو مجال نمی دهد تا زیبایی های ستاره هارا ببینی) 

 

بگفت دل ز مهرش کی کنی پاک

بگفت آنگه که باشم خفته در خاک

تو را با غیر می بینم صدایم در نمی آید

دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید

بموئی بسته صبرم نغمه تارست پنداری

دلم از هیچ می رنجد دل یارست پنداری

هر شب خیال روی تو آید به پیش من

تا روز من کند به سیاهی چو موی تو

چه زنم خنده که در عشق تو

ز دو صد گریه بود خنده ام

برای دشمنانت کوره را آنقدر داغ نکن که حرارتش خودت را بسوزاند

 

به چیزی بخند که قبلا آن را تحمل ناپذیر و عذاب آور می دانستی

 

من هر روز در تلاشم تا

خاطرم بماند .

و تو هر شب دعا می کنی که فراموشم کنی !

خاطرات مان ، چه بلاتکلیف اند !!!!!!


page rank google پیج رانك گوگل این وب