تبلیغات
شعر پارسی - Parasto 2
جمعه 22 آبان 1388

Parasto 2

   نوشته شده توسط: محمد علی همایی    

 

از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند

تنها کسانی که با خود چتری به همراه می برند

به کار خود ایمان دارند

 

این شکایت نامه نامهربانی های توست

آنچه دیدم از جدایی ها جدا خواهم نوشت

نیست درد عشق تو چون من درد پرور دگر

 اینکه دردم را نمی دانی بود درد دگر

نمی دانم چه تاثیر است در عشق

که بیمارش به صحبت نیست مایل

به تکلم به خموشی به تبسم به نگاه


 می توان برد به هر شیوه دل آسان ازمن
 

سخن عشق تو بی آنکه برآید به زبانم


رنگ رخساره خبر می دهد از راز نهانم

 

 

در هر لحظه دو مشاور با شماست : یكی مشاور موفقیت و دیگری مشاور شكست.
مشاور شكست را ، به مرخصی بفرستید.

 


 كلمه های مهر انگیز میتوانند كوتاه باشند ، اما طنین رسایی دارند.

 

به یاد نیما یوشیج

 

می تراود مهتاب

می درخشد شبتاب!

مانده پای آبله از راه دور

بر دم دهکده مردی تنها

کوله بارش بر دوش

دست او بر در ، می گوید با خود:

غم این خفته چند

خواب در چشم ترم می شکند.

 

روحش شاد و یادش گرامی

 


page rank google پیج رانك گوگل این وب