تبلیغات
شعر پارسی - Parasto
جمعه 8 آبان 1388

Parasto

   نوشته شده توسط: محمد علی همایی    

 

 

سالها تاریخ شمسی گشت و گشت

شادمان شد تا شنید این سرگذشت

روز میلاد امام هشتم است

هشت هشت جمعه ی هشتاد و هشت

 

از تو اثری نیست.

این نامه را برای خود می نویسم !

چرا که خوب می دانم ! به زودی برگشت خواهد خورد !!!!!

 

خلقی به هم نشان مه عید می دهند

انگشت من چو قبله نما ماند به سوی تو

تا داشتم دلی به کنارم نیامدی

آنگاه آمدی که به کارم نیامدی

خشت در خود بر سر عاشق ، مزن ای دوست

ما را ز سر خویش چه غم ، حیف ز خشت است !!

سری که داشتم ، انداختم به پای تو

حیف ، که نیستم سری دیگر برای پای دگر

باشد بریدن از سگ کوی تو مشکلم

مغز وفاست در قلم استخوان من

 

از شکست نهراسید 

 زیرا هیچ گاه به اندازه زمانی که به خاطر هدفی عالی شکست خورده اید

به پیروزی نزدیک نبوده اید.


page rank google پیج رانك گوگل این وب