تبلیغات
شعر پارسی - C morgh 9
دوشنبه 27 مهر 1388

C morgh 9

   نوشته شده توسط: محمد علی همایی    

امواج زندگی را با آغوش باز پذیرا باش

حتی اگر تو را به قعر دریا ببرد!!

آن ماهی که همیشه بر سطح آب می بینم ....

مرده است !!!!!!

 

 

هرشب از افغان من بیداره خلق اما چه سود

آنکه باید ناله من بشنود بیدار نیست

زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست

کاش قدری پیش از این یا بعد از آن می زیستم

 

شرایط موجود به زندگی رنگ می دهد ولی

این مغز است که رنگ هارا انتخاب می کند

 

هرکسی را از گذشت زندگی سهمی بود

سهم ما از زندگی هم جز کلاهی بیش نیست

صدبار گزیدم لب افسوس به دندان

هر بار که یاد لب و دندان تو کردم

 

 

دلم برایت تنگ شده است!!!!

می خواهم آن قدر اشک بریزم تا غبار فاصله از قلبم تمیز شود

ولی می ترسم..........

تهران  ، ونیز شود!!!!!!!!

 


page rank google پیج رانك گوگل این وب