تبلیغات
شعر پارسی - C morgh 8
یکشنبه 19 مهر 1388

C morgh 8

   نوشته شده توسط: محمد علی همایی    

 

مرگ برای ضعیف امری طبیعیست ، هر قوی ، اول ضعیف گشت

  سپس مرد.

 

 

خاطره عشق رفتی و در دل من ماند به جای

عشقی آلوده به نومیدی و درد

نگهی پر شده درپرده اشک

حسرتی یخ زده در خنده سرد

آه اگر باز بسویم آیی دیگر از کف ندهم آسانت

 

زندگی فرصت یا شانس برای موفق شدن به تو نخواهد داد

 تو باید این فرصت را از زندگی بگیری

آنچه سرنوشت ما را تعیین میکند شرایط زندگی مان نیست 

 بلکه تصمیم های ماست

 

 

تو کز عشق حقیقی لافی ای دوست

خراش سوزنی بنمای در پوست

مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا را

فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم

خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم

چو بر گورم بخواهی بوسه دادن

رخم را بوسه ده اکنون همانم

شاد آن زمان شوی که مرا در غمی ببینی

غم طبع شد مرا ، چو به غم خوردنم شادی

 

می گویی برای قلبت دامی پهن کرده ام ، تا دوباره عاشقت کنم

" عزیزکم . کسی این گونه تا به حال......

کلاغ هم نگرفته !!!!"


page rank google پیج رانك گوگل این وب