تبلیغات
شعر پارسی - زندگینامه صائب تبریزی

 

صائب

 

صائب تبریزی، شاعر اوایل قرن یادهم هجری است. وی را شاعر چشمه آئینه ها و باغ های پر گل می دانند. او كه آفریننده دردها و شادی ها بود، یك سراینده زیبا پسند و سوخته دل محسوب می گردد. در یك كلام می توان او را از اختران ادبیات ایران دانست. صائب در زمان صفویان زندگی می كرد، و با شاهان آن سلسله محشور و مأنوس بوده است. صائب تبریزی درشعر و شاعری آن قدرتبحر داشت كه ملك الشعرای عصر رستاخیز هنر ایران گردید . [خسرو احتشامی هونه گانی، جهان بینی صائب الوهیت اشیاء درشعر طراز نو، فرهنگ اصفهان به شماره چهاردهم ، زمستان 1378 ، ص79 ] صائب كه درشعر و سخن خود به شور و شیدایی مولانا ، به شیوایی و روانی سعدی ، به فخامت و استواری كلام حافظ دلبسته بود و درشعر خود به مجموعه اینها نظر داشت و توانسته بود در كارهای خود نشان دهد كه می تواند در خط ویژه هریك از این سه گوینده بزرگ گام های استواری بردارد ، او دست شعررا گرفت وبه آسمان برد . صائب كسی به رتبه شعرم نمی رسد ـ دست سخن گرفتم و برآسمان شدم . [محمد علی صاعد ،‌نگاهی تطبیقی به غزلهای صائب تبریزی و مشتاق «بازگشت» ، فرهنگ اصفهان ، شماره هفتم و هشتم ،‌بهار و تابستان 1377 ، ص112]

 

نام اصلی صائب، محمد علی بیك است . درباره محل تولد صائب ، قول های متفاوتی در دست است. لیكن بیشتر تذكره نویسان او را اصفهانی می دانند. [دست غیب، صائب افسونگر و طرز سخن او. ص 14 ] به قول دقیق تر، صائب در سال 1010 هجری در تبارزه اصفهان به دنیا آمده است. لیكن او همیشه خود را یك تبریزی می دانست.[دیوان صائب تبریزی، تصحیح و مقدمه ادیبی تهرانی، تهران: انتشارات نوین، 1362. ص دو ]

 

پدر صائب، میرزا عبدالرحیم از روسای صنف تجار بود. وی در زمان خود بازرگان محترم و معتبری بود كه به دستور شاه عباس اول صفوی از تبریز به اصفهان كوچ كرده، و در مرحله عباس آباد ساكن شده است. [دست غیب، صائب افسونگر و طرز سخن او، ص 14 ]. خاندان صائب همگی اهل فضل و دانش بودند. صائب در اشعار خود از زحمتهای پدرش سپاسگزاری كرده است: « هفتاد ساله والد پیری است بنده را- كز تربیت بود به منش حق بی شمار.» [دیوان صائب تبریزی، ص سه ]

 

به طوری كه از آثار صائب بر می آید. وی علوم و معارف عصر خویش را تحصیل نموده است. او همچنین به خط خویش از روی دیوان شمس تبریزی، اثر جلال الدین مولوی، و خمسه نظامی، چندین نسخه اسنتساخ كرده است. [ دست غیب، صائب افسونگر و طرز سخن او، ص 15 ]. صائب را گاه «‌متبنی ایران» می خوانند. زیرا همانند وی منطق، نكته سنج و باریك بین بوده، و معانی بدیع در تحول های خود گنجانده است. [دهخدا، علی اكبر، لغت نامه دهخدا، ج 9، زیر نظر دكتر محمد معین و دكتر سید جعفر شهیدی، تهران انتشارات دانشگاه تهران، 1373، ص 12984 ] از بررسی اشعار صائب بر می آید كه وی بسیاری از شاعران را نیك می شناخت، و به سبك، شیوه، الفاظ و مقاصد آنها آشنایی داشته است. همانند كمال الدینی اصفهانی، مولوی، حافظ، سعدی، امیر خسرو دهلوی، عطار، شیخ آذری، بابا فغانی، لسانی و اهلی، طائب، به ویژه آثار و افكار نظیری نیشابوری، كه از شاعران معاصر او بود، آشنایی كاملی داشته است. [دستغیب، صائب. افسونگر و طرز سخن او، ص 15 ]

 

او پس از تحصیلات مقدماتی و كسب معلومات لازم به عزم سفر مكه راهی عربستان شده و پس از آن نیز مدتی را در عثمانی سكونت گزید. وی سپس جهت كسب فیض به زیارت حضرت رضا( ع) مشرف شده، و پس از مدتی به اصفهان مراجعت كرد. لیكن چون قبل از ورود به اصفهان، بعضی حسودان، از او نزد شاه عباس صفوی شكایت كرده بودند. بنابراین صائب مجبور شد كه در سال 1034 به قصد تجارت عازم سفر هندوستان گردد. مسافرت او به هندوستان شش سال طول كشید. [دیوان صائب تبریزی، ص سه ] او در بین راه مدتی در كابل اقامت ورزید و مورد توجه ظفرخان والی آنجا قرار گرفت. بعد از مدتی به همراهی ظفرخان به دربار شاه جهان كوركانی رفت.[صوفی، لیلا. زندگینامه شاعران ایرانی. چاپ دوم. تهران: انشترات جاجرمی، 1378، ص 192 ] صائب بسیاری از شهرهای هندوستان را دید و هنگام به تخت نشستن شاه جهان وارد دكن شد. وی در آنجا قطعه ای درباره تاریخ جلوس آن پادشاه سروده است، كه مورد پسند پادشاه كوركانی واقع شده و به صائب، منصب «‌مستعد خانی»‌وصله فراوان داد. صائب در سال 1039 به ایران بازگشت. وی در زمان شاه عباس دوم صفوی به مقام ملك الشعرا رسید و به همراهی او به سفر مازندران رفت. صائب تبریزی در این سفر اشعار زیبایی در مورد وصف مناظر سحر آسای آن منطقه سروده است. [دستغیب، صائب، افسونگر و طرز سخن او ]

 

صائب در سال 1081 هجری قمری در اصفهان وفات یافت. وی را در تكیه معروف خودش دفن كردند. [دیوان صائب تبریزی، ص شش ]

 

صائب دشمن بیان ساده و بی پیرایه است. او خواهان رابطه جاندار و زبان دار با خواننده است، و برای بیشتر كردن احساس و عاطفه ای كه در ذهنش موج می زند. از بیان صاف و ساده و خبری یك امر و یا یك حادثه پرهیز دارد. این امر كه خصیصة اصلی سبك هندی می باشد، در اشعار صائب به طرز جالبی نمود پیدا كرده است.[دست غیب، صائب افسونگر و طرز سخن او، ص5 ] در بعضی غزلیات صائب می توان یك پیوستگی معنوی ویژه ای مشاهده كرد كه آن غزل را به صورت یك واحد منسجم در آورده است. هنر صائب در مصرع ها و بیت های وی نمودار است. او به حدی در این امر تبحر دارد كه می تواند امور مورد اعتنای خود را از طبیعت جدا ساخته و در قلمرو صنعت بكار برد و همانا جوهر كار صائب، در همین عنان گسیخته كردن عاطفی و احساسی خواننده است.

page rank google پیج رانك گوگل این وب